مهـــرناز

یـک شش حـرفی سـاده وقـف قلـم ✒ اینجـا کـه پـا👣 مـی گـذاری لبخنـد بـزن ❤ مهـر از تـو، نـاز از قلـم🌹

مهـــرناز

یـک شش حـرفی سـاده وقـف قلـم ✒ اینجـا کـه پـا👣 مـی گـذاری لبخنـد بـزن ❤ مهـر از تـو، نـاز از قلـم🌹

این داستان: اختلاف سنی!

این داستان: اختلاف سنی!

سرتو برگردون، دورتو نگاه کن. لیاقتت ایناست؟

سرتو برگردون، دورتو نگاه کن. لیاقتت ایناست؟

صرفا جهت اینکه چراغم روشن شه

صرفا جهت اینکه چراغم روشن شه

نگاه کن جانانِ دل... نهم تیرماه آمده، زادروزمان... می شناسی؟

نگاه کن جانانِ دل... نهم تیرماه آمده، زادروزمان... می شناسی؟

واقعا عنوانی نداره...

واقعا عنوانی نداره...

کافه های لعنتی ولیعصر 2

کافه های لعنتی ولیعصر 2

لافکادیو !

لافکادیو !

In Love

In Love

هدیه ای برای اونایی که الان بیدارن :)

هدیه ای برای اونایی که الان بیدارن :)

برادر و خواهران کوچکتر :))

برادر و خواهران کوچکتر :))

مهـــرناز

یادت باشه قلب تو شکسته نیست
چیزهای شکسته کار نمی کنند

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۱ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

بگید بدونم!

دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۴، ۰۴:۴۱ ب.ظ

چند وقتی ست

تهی شدم از همه چیز

آبستن هیچم و

حرفی در من لگد نمی زند...

ساده بگم چند وقتیه اصلا حرفم نمیاد. همه در ها رم باز گذاشتم ولی نمیاد که نمیاد :/

انقدر نیومد که دیشب به سرم زد شروع کنم تیکه تیکه کتابمو بزارم اینجا. البته رمزدار !

حالا نظر شما رو نمی دونم؟

بگید بدونم :)

  • مهرناز .ج

از جنون تا زمین دو پنجره بیشتر راه نیست...

پنجشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۱۵ ب.ظ

داستـان: از جنون تـا زمیـن دو پنجـره بیشتـر راه نیست...

نویسنده: مهـــرناز.ج


▪میگی چی کار کنم؟

▪▪هیچ‌کار. چرا همه فکر می کنن تو هر شرایطی باید یه کاری بکنن؟ بعضی وقتا کاری نکردن خودش بهترین کاره. بشین زندگی تو بکن

▪تو زندگی ای می بینی؟

▪▪واقعا اینجایی که وایسادی چیو نمی بینی که تو جدایی می بینی؟

▪خیانت! اینجایی که وایسادم خیانتو می بینم

▪▪تو یکیو به من نشون بده خیانت ندیده باشه. این همه آدم دارن باهم زیر یه سقف زندگی می کنن واقعا فکر کردی به هم خیانت نمی کنن؟ خیانت که همیشه تو قالب «تعهد به یکی و بودن با کس دیگه» نیست. قالب های دیگه هم داره که تو هرجا وایسی می بینی!


+ از سری داستان هایی که وقتی تمومش کنم، اصلا به زیر هجده سال توصیه خوندش رو نمی کنم !

  • مهرناز .ج

جانم برایتان بگوید از آن جایی که به همراه آقایان، داداشام از همان ابتدا سه بدبختِ فلک زده ی درس نخوان بودیم که عاطل و باطل برای خود جولان می دادیم، خیلی زود با مقوله ی «بچه های شب امتحانی» آشنا شده و دیری نپایید که هر سه با کله به جرگه آنان پیوستیم.

«بچه های شب امتحانی» به خودی خود به سه دسته تقسیم می شوند:

- دسته اول: هیچی ندارهای شب امتحانی

موجوداتی که هیچی ندارند. یعنی چه؟ یعنی برای روز مبارک امتحان، کوفت هم در بساط ندارند. این موجودات سرتاسر سال/ ترم را به یللی تللی و الواطی گذرانده و ناگهان شب امتحان به خود آمده و با کاسه چه کنم چه کنم به پیشواز درس مربوطه رفته و تا پاسی از صبح زیر فشار درس مربوطه شهید می شوند !

و درس مربوطه به هر ضرب و زوری که بود، پاس می شود!

  • مهرناز .ج

از یکی از وبلاگ ها خیلی بدم میاد...

شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۴، ۰۳:۲۹ ق.ظ

از یکی از وبلاگ ها خیلی بدم میاد

ینی خیلیاااااا

تا حالام فقط یه بار رفتم تو وبش. اینو گفتم که یه وقت سو تفاهم براتون پیش نیاد

هر جا می بینم کامنت گذاشته سعی می کنم اصلا اون مطلب رو نخونم چه برسه به اینکه کامنتم بزارم

ولی اگه دوستام‌ باشن دیگه مجبورم بخونم...

همه اش در حال نظرات گنده دادنه در صورتی که پر واضحه در واقعیت هیچی نیست! هیچی!

بعد اومده تو دنیای مجازی یادش افتاده باید کسی باشه و‌اسم و رسمی به هم بزنه

  • مهرناز .ج

شعـر / چشم هایم...

پنجشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۴۴ ب.ظ

چشم هایم

پنجره ‌وجود من،

و آیینه نگاه توست...

دوست ترت می دارم وقتی

به خیالم پا می گذاری

و من

  • مهرناز .ج

اصلا کلا هیچ وقت هیچی رو نفهمیده :|

پنجشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۴، ۰۷:۳۰ ب.ظ

من‌ - دو دقیقه اون گوشیو بزار کنار، این مبحثم بگم تموم شه

اون - من هنوز مبحث قبلی رو نفهمیدم، شما می خواید مبحث جدیدم بگید تموم شه؟

من - خب پس چرا صدات در نمیاد؟ کجاشو نفهمیدی؟

اون - همه جاشو

من - نمیشه که همه جاشو ! پس من دو ساعته دارم واسه خودم توضیح می دم؟

اون - همه جاشو

من - :/

  • مهرناز .ج

شعـر / و خلاص...

چهارشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۳۲ ب.ظ

به گمانم

رگ

روی گردنت

به اشتباه تعبیه شده

  • مهرناز .ج

شعـر / چیزی شبیه جنون در من شکل می گیرد...

سه شنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۴، ۰۵:۳۷ ب.ظ

یادت غوغا می کند

دست می کشد

بر زخم های در گلو

نیشتر می زند

بغض می کارد

  • مهرناز .ج

ببین عزیزم، اونجور که تو فکر می کنی نیست!

يكشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۴، ۱۲:۵۷ ق.ظ

باز هم دیالوگ =))

کتاب: تنهـایــی جـای دوری نمــی رود

نویسنده: خودم

▪ وسط بحث با یه مرد راحت می تونی بگی «ببین عزیزم! اونجور که تو‌ فکر می کنی نیست». همین! نه جیغ نه دعوا نه حاضر جوابی ، نه دلیل نه برهان، همین! ما مردا همین قدر زود رام می شیم

▪▪ولی من ترجیح می دم مَردمو با دلیل و برهان قانع کنم تا اینکه تو لحظه رامش کنم

▪ آدما نود در صد اوقات قانع نمی شن. فقط سکوت می کنن و همه چیز رو می سپرن به زمان، نه زبان!

  • مهرناز .ج

درست و غلط مال عقله، نه دل !

يكشنبه, ۶ دی ۱۳۹۴، ۰۱:۰۴ ق.ظ

▪ قبول نکردن تو حقیقت رو تغییر نمیده. اون به هر حال «حقیقته»، این تویی که کج میری

▪▪ بعضی راه هارو باید کج بری تا به مقصد برسی

▪ هیچ راه کجی به مقصد نمی رسه

▪▪ همه راه های راست هم به مقصد مورد نظر ما نمی رسن

▪ چون مقصد مورد نظر ما همیشه مقصد درست نیست

▪▪ درست و غلط مال عقله نه دل. با دل از درست و غلط و کج و راست حرف نزن. دل همونیه که اگه بخواد به مرادش برسه، حتی راه رو فدای مقصد می کنه...

  • مهرناز .ج