مهـــرناز

یـک شش حـرفی سـاده وقـف قلـم ✒ اینجـا کـه پـا👣 مـی گـذاری لبخنـد بـزن ❤ مهـر از تـو، نـاز از قلـم🌹

مهـــرناز

یـک شش حـرفی سـاده وقـف قلـم ✒ اینجـا کـه پـا👣 مـی گـذاری لبخنـد بـزن ❤ مهـر از تـو، نـاز از قلـم🌹

نگاه کن جانانِ دل... نهم تیرماه آمده، زادروزمان... می شناسی؟

نگاه کن جانانِ دل... نهم تیرماه آمده، زادروزمان... می شناسی؟

واقعا عنوانی نداره...

واقعا عنوانی نداره...

کافه های لعنتی ولیعصر 2

کافه های لعنتی ولیعصر 2

لافکادیو !

لافکادیو !

In Love

In Love

هدیه ای برای اونایی که الان بیدارن :)

هدیه ای برای اونایی که الان بیدارن :)

دوست دارم در مورد وبلاگم مشورت کنم. ببندمش؟ + الحاقیه

دوست دارم در مورد وبلاگم مشورت کنم. ببندمش؟ + الحاقیه

برادر و خواهران کوچکتر :))

برادر و خواهران کوچکتر :))

التماس تفکر

التماس تفکر

می زنه. چرا نزنه؟ معلومه که می زنه...

می زنه. چرا نزنه؟ معلومه که می زنه...

مهـــرناز

و ما که گریه نکردیم!
گریه؟ نه! کردیم
به ما چه مرد نباید که...
ما که نامردیم...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

اصلا کلا هیچ وقت هیچی رو نفهمیده :|

پنجشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۴، ۰۷:۳۰ ب.ظ

من‌ - دو دقیقه اون گوشیو بزار کنار، این مبحثم بگم تموم شه

اون - من هنوز مبحث قبلی رو نفهمیدم، شما می خواید مبحث جدیدم بگید تموم شه؟

من - خب پس چرا صدات در نمیاد؟ کجاشو نفهمیدی؟

اون - همه جاشو

من - نمیشه که همه جاشو ! پس من دو ساعته دارم واسه خودم توضیح می دم؟

اون - همه جاشو

من - :/

اون - اون انتگرال سه گانه رو هم نفهمیدم

من - دو گانه بود :|

اون - حالا هرچی. انتگرال انتگراله دیگه! یگان دوگان نداره.

من - :|

اون - اون روشی که توش حد انتگرال عوض میشد، اونم نفهمیدم

من - :||

اون - من حتی انتگرال یگانه رو هم نفهمیدم

من - :|||

اون - مشتق های قبلشم خودتون فهمیدید نفهمیدم یا بگم؟

من - :||||

اون - من اصلا کلا هیچ وقت هیچی رو نفهمیدم

من - :|||||  تو چه جوری دانشگاه قبول شدی؟

اون - شاید باورتون نشه ولی من اونم نفهمیدم

من - :||||||||

اون - حالا کدوم مبحث رو می خواستید بگید؟

من - مبحث درِ خروج رو! از اون طرفه


+ اصن یه وضی -___-

  • ۹۴/۱۰/۱۷
  • مهرناز .ج

نظرات (۹)

  • روشنا ی صبح
  • مبحث در خروج!! :))))))))

    حرص نخور جونم! :)
    پاسخ:
    جز اون هر مبحث دیگه ای رو براش می گفتم، نمی فهمید انگار :))
    چشم روشنا جانم :) 🌸 
  • خانم انار
  • یادِ یکی از تجربه هایی که تو 16 سالگیم داشتم افتادم کلن آدم ناامید می کنن:|
    پاسخ:
    واقعا...
    حالا ما هیچی، موندم خودشون به چه امیدی زنده ان!
    منم اینو نفهمیدم !
  • 😎😎😎BAHAR 😎😎😎
  • حرفای منو معلمامم همینع :)))
    پاسخ:
    در همین حد که نیس بهارم؟
    بگو که نیس  :دی
    جمله اخر خیلی باحال بود:)
    پاسخ:
    :)))
    چیز دیگه ای پیدا نکردم که حق مطلب رو درست ادا کنه :)
  • پلاک هفت
  • عجباا..:دی
    پاسخ:
    واقعا هم در عجبم :)
  • پری بانو
  • ایول ایول مبحث در خروج :))
    حرفای من و معلمام یکمی غیر محترمانه تر بود :))
    پاسخ:
    :))
    یه کم دیگه می موند منم به همون مرز می رسیدم :)

    :))))) 

    برات از خدا صبر جمیل طلب میکنم :)))) 

    + ممنون دوستم، خوبم :) 

    پاسخ:
    طلب کن :)
    طلب کن که شدیدا نیاز دارم :)
    قربانت. خدارو شکر :)
    خو ریاضی سخته دیگه 😖 ادم نمیــــفهمه!!من کــاملا درکش میکنم منم هیــچوقت نفهمیدم *__*
    ولی خودمونیم شیرین ترین مبحث تو کلاس ریاضی مبحث "در خروج" ِ   ^____^ اونو خیلی خـــوب میفهمــم
    پاسخ:
    آخه این اصلا گوش نمی داد که بخواد بفهمه یا نفهمه!
    همش سرش تو گوشیش بود
    اون که بله :) ولی تو ریاضی مبحث «درِ ورود» برای من یه چیز دیگه بود :)
    فقط تو ریاضی ها :)
    خخخخخ😂
    یاد استاد ریاضیمون بخیر
    بقدری دوسم داشت که باید هرروز اولین نفر منو میبرد پای برد،در طول کلاس هم هی دلتنگ میشد و صدام میکرد برم کنارش پای برد!اصلا تحمل نداشت ببینه دور ازش رو یه نیمکتی نشستم!!!! امان از دست استادا....😂😂
    پاسخ:
    مثل استاد فیزیک ما -__-
    اونم اصلا دوری منو تحمل نداشت !! موندم الان من نیستم چیکار میکنه :دی
    امان... :))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">