مهـــرناز

یـک شش حـرفی سـاده وقـف قلـم ✒ اینجـا کـه پـا👣 مـی گـذاری لبخنـد بـزن ❤ مهـر از تـو، نـاز از قلـم🌹

مهـــرناز

یـک شش حـرفی سـاده وقـف قلـم ✒ اینجـا کـه پـا👣 مـی گـذاری لبخنـد بـزن ❤ مهـر از تـو، نـاز از قلـم🌹

نگاه کن جانانِ دل... نهم تیرماه آمده، زادروزمان... می شناسی؟

نگاه کن جانانِ دل... نهم تیرماه آمده، زادروزمان... می شناسی؟

واقعا عنوانی نداره...

واقعا عنوانی نداره...

کافه های لعنتی ولیعصر 2

کافه های لعنتی ولیعصر 2

لافکادیو !

لافکادیو !

In Love

In Love

هدیه ای برای اونایی که الان بیدارن :)

هدیه ای برای اونایی که الان بیدارن :)

دوست دارم در مورد وبلاگم مشورت کنم. ببندمش؟ + الحاقیه

دوست دارم در مورد وبلاگم مشورت کنم. ببندمش؟ + الحاقیه

برادر و خواهران کوچکتر :))

برادر و خواهران کوچکتر :))

التماس تفکر

التماس تفکر

می زنه. چرا نزنه؟ معلومه که می زنه...

می زنه. چرا نزنه؟ معلومه که می زنه...

مهـــرناز

و ما که گریه نکردیم!
گریه؟ نه! کردیم
به ما چه مرد نباید که...
ما که نامردیم...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

نکته ای مهم‌ در مورد مطالب رمز دار

چهارشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۴، ۰۸:۰۴ ب.ظ

جانم برایتان بگوید که یک نکته ای هست، منتها فکر نمی کردم گفتنش واجب باشد ولی از آن جایی که ظاهرا دارد مشکل ساز میشود و عنقریب است به صورت تک تک و گروهی خِرِ بنده را بجوند، دیگر دندنم نرم، می گویم.

خانم / آقای محترمی که تشریف می آوری اینجا و به مطالبی برمی خوری که توسط رمز عبور قفل شده و با فحش و بد و بیراه و جفتک هم باز نمی شود! جای اینکه با فرهنگ خود چشم ملتی را در آورده و تن من و هفتاد و هفت پشتم را با الفاظ لطیف و رکیک در گور بلرزانید، روی مطلب کلیک کرده و آن را باز کنید. پیسبیلَکی آن پایین ظاهر می شود با عنوان درج نظر که چون مطلب رمز دار است فقط می توانید نظر خصوصی بفرستید.‌ در کادر نظر چهار جای خالی وجود دارد. نام، پست الکترونیک، سایت و پیام. شما می توانید قسمت ها را پر کرده و در آن رمز عبور را از من بخواهید اما به شرطها و شروطها!

چون نظر خصوصی است، قابلیت درج شدن ندارد که من مانند دیگر نظرات، پاسخ را بنویسم و شما با مراجعه مجدد به پست مربوطه، بتوانید پاسختان را بخوانید. اینجاست که وارد اصل مطلب می شویم!

شما عزیزی که بنا به دلایلی سکرت، بی نام و نشان تشریف می آوری و زحمت پر کردن قسمت اول و آخر را می کشی و پیامی برای من ارسال می کنی (همان الفاظ لطیف و رکیکِ فوق الذکر ) خب لعنتی آن قسمت پست الکترونیک یا سایتِ وامانده را هم پر کن که من این طرف لال از دنیا نروم، بتوانم جوابت را بدهم :|

فقط با یک اسم تشریف می اورند می گویند:

- سلام. رمز عبور؟

نه پست الکترونیک گذاشته نه وبسایتی، وبلاگی چیزی! و من متأسفم می شوم که هیچ ادرسی نیست تا بتوانم رمز عبور را برایش ارسال کنم. مدتی می گذرد و دوباره با همان اسم قدم بر چشم ما می گذارد:

- سلام.‌ مگه نگفتم رمز عبور؟

باز هم بی نام و نشان !

و من:  :|


مدتی بعد:

- مِث که زبون آدم حالیت نیست، گفتم رمز عبور؟

من: :|


مدتی بعد تر:

- الووووو! حاجی؟؟؟؟ کَن یو اسپیک پِرشِن؟؟

من: :|


بعدتر:

- مثلا که چی خودتو می گیری؟

من: :/

من خودم را نگیرم، شما می آیی بگیری؟ :/

اخر من اگر خودم را می گرفتم که الان وضعم این نبود!


بعد تر تر تر: ( مِث که دقیقا به اینجاش رسیده! جایی نزدیک بیخِ گلو)

- هوووووووی ........ *بــــــوق!*

در این مرحله دایره واژگان رکیکش را به رخ کشیده و با فرهنگش چشمم را کور می کند

و من: O_o


خب عزیزم وقتی هیچ نشانی برای منِ فلک زده نمی گذاری، من رمز عبور را دقیقا کجا بفرستم که صاف بر فرق سرت فرود بیاید؟

نکنید این کارها را دلبندانم !

با نام و نشان تشریف بیاورید مخلصتان هم هستیم، رگ گردنمان از مو هم باریک تر است.

بی نام و نشان هم تشریف بیاورید باز روی چشم ما جا دارید. من رمز عبور را روی برگه ای می نویسم و برگه را درون یک بطری در بسته قرار داده و به نیت شما در آب های روان ول می کنم. امید است روزی به دستتان برسد :)


باشد تا با با اعصاب هم بازی نکنیم :)

  • ۹۴/۰۹/۲۵
  • مهرناز .ج

نظرات (۱۵)

  • شقایق وحشی
  • نابغه بوده طرف :)))))) من موندم کجا منتظر رمز تو بوده :)))))))  لابد همون تو بطری =)))))
    پاسخ:
    مغز در رفته که میگن اینان :دی
    با دمپایی منتظر بوده :)
    لابد :))

    خخخخ 

    در قسمت تماس با گندمی هم قراره ملت نظراتشونو بسپرن به آب!!! 

    حالا خوبه رمز تو به من برسه، کامنتای من به اون عزیز بی نام و نشان!! :)))))) 

    پاسخ:
    آره دیدم :))
    این دفعه اومد پاسش می دم تو وب تو :)
  • 😎😎😎BAHAR 😎😎😎
  • کلی خندیدم :)
    مرسی!!:)
    پاسخ:
    این آبرو ریزی ها گریه داره :دی
    فدات :) 🌹 
  • یونگ شاعر
  • این یک دکلمه است ........................... سلام مهرناز من سلام مهربان سلام آرامش من سلام میدانی تو با من چه کردی ؟ میدانی خیالت ... مهربانیت ... دست نوشته هایت... اصلا خودت ... با من چه کرده است ؟ میدانی ... آری خوب میدانی ... هر روز صبح برایم شوقی عظیم شده تا به تو سر بزنم از همین دنیای مجازی از همین جا از همیجایی که از هزاران دنیای حقیقی برایم واقعی تر است تو خودت هستی میدانی مهربان من ... دلم برای تو که تنگ میشود به آسمان نگاه میکنم به خورشید به خورشید زیبا آنقدر گرم و زیبا و نورانی هستی چشمانم تاب دیدنت را ندارد باید مدام پلک بزنم مهرناز چقدر خوب است که هستی من با تو زندگی ام معنا یافته است تو نباشی هیچ فرهنگ لغتی بکارم نمی آید میدانی مهرناز من تورا دوست دارم . همین ..
    پاسخ:
    ممنون از لطف بی اندازه تون 
    اونایی که تو وبلاگ من رمز میخوان آدرس ندارن دوستان بلاگفایی هستن... آشنان :) 
    پاسخ:
    عه! چه خوب :)
  • یونگ شاعر
  • سلام
    پاسخ:
    سلام
    به دلیل کمبود وقت زیاد نمی رسم وبلاگو چک کنم. به همین جهت خوشحال میشم یک راست نظرتونو درج کنید.
    چون شما یه تایمی وقتتون آزاده، میاین اینجا سر می زنید میگید سلام
    منم یه تایمی وقت می کنم بیام اینجا. دوساعت طول می کشه من بیام نظرو تایید کنم بگم سلام خوش اومدین
    و دوباره شما بیاید و این داستان ادامه دارد...
    این نکته رو برای همه عزیزان گفتم که در جریان باشند و بابت تأخیر از من چیزی به دل نگیرند.
    ممنون 🌹 
  • یونگ شاعر
  • از تو دلگیر نیستم مهربان من ... من فقط از تو یک چیز به دل می گیرم نگاه مهربانت و دستان پرمهرت را مهرناز من . تو هر وقت دوس داری بیا و تایید کن من کلی شوق میکنم وقتی میام تو وبت چه باشی چه نباشی چون ایمان دارم هروقت بیای با مهربانی و لطافت جوابمو میدی تاخیر مهم نیست . محبت تو مهمه مهرناز مهربان
  • یونگ شاعر
  • از تو دلگیر نیستم مهربان من ... من فقط از تو یک چیز به دل می گیرم نگاه مهربانت و دستان پرمهرت را مهرناز من . تو هر وقت دوس داری بیا و تایید کن من کلی شوق میکنم وقتی میام تو وبت چه باشی چه نباشی چون ایمان دارم هروقت بیای با مهربانی و لطافت جوابمو میدی تاخیر مهم نیست . محبت تو مهمه مهرناز مهربان
    پاسخ:
    لطف دارید
  • یونگ شاعر
  • اگر کسی بهت گفت از پشت کوه اومدی ناراحت نشو عزیزم . اونا با اینکه می بینند ولی درک نمیکنند خورشید از پشت کوه طلوع میکنه مهرناز نازنین .
  • مرتضی زارعی
  • دوباره سلام

    تو یه کانالی در تلگرام بودم که دیدم یه مطلب گذاشتن با نام نیمه گشده

    اولش فکر کردم از همون مطالب تکراری و بعضا خسته کننده باید یاشه

    ولی بعد از خوندنش علاقه وافری به خوندن ادامه داستان پیدا کردم.

    از مدیر کانال پرسو جو کردم ولی ایشون قسمتهای جدیدش رو نداشت

    ب ناچار تو ایترنت شروع ب جستجو کردم تا اینکه تونستم وبلاگ حضرت عالی رو پیدا کنم

    ولی به مشکلی برخوردم که اصلا بهش فکر نمیکردم. اونم اینه که برای دیدنش باید رمز عبور

    داشته باشم. ممنون میشم در مورد این موضوع بنده رو راهنمایی بفرمایید


    morteza.zareie@gmail.com

    پاسخ:
    سلام و درود
    داستان هر شب در کانال پستچی قرار خواهد گرفت
    در اینکه لطف بی نهایت شما شامل حال بنده شده هیچ‌شکی نیست و بسیار سپاس گزارم
    ولی به دلایلی که در پست اخرم ( نیمه گمشده / یک جور کپی می کنند انگار شفا می دهد ) متذکر شدم، قسمت ها را قفل کردم.
    می خواستم کلا پاک کنم ولی گفتم باشند بهتر است چون تاریخ دارد و خیلی حقایق را ثابت می کند.
    از حضور گرمتان سپاس گزارم و پوزش طلبانه خواهان شکیبایی تان هستم تا داستان را در همان کانال های تلگرامی مطالعه فرمایید
    سلام مطلبتونو الان خوندم (بعد از ایمیل اولم و البته از الان بگم قبلش خیلی تو وبلاگ دنبال همین اطلاع رسانی ساده گشتم که روشنم کنه ولی دیر پیداش کردم😉)مطلبتون خیلی باحال بود واقعا جالب با طنز مسائل رو به چالش میکشید 😂👍لایک داشت اساسی. اسمم رو که گفتم آزاده .ز ایمیلم رو هم فرستادم که چون باهوشید 100%فامیلیمو هم درک کردید😃 حالا لطفا به من منتظر،چشم به در سفید شده یه عدد رمز عبور عنایت فرمایید چون بد جور نعشه ادامه داستان متفاوت و خیلی باحال و البته نغز  نیمه گمشدتون شدم .و در پایان تبریک بابت استعدادتون در نوشتن اونم از نوع طنز 
    پاسخ:
    سلام از بنده ست :)
    والا این اطلاع رسانی را گذاشته بودم بچسبد بالای صفحه تا کاربران گرامی گیج نشوند، منتها نمی دانم کی زده تو سرش که افتاده این پایین !
    جانم برایتان بگوید که ممنون. بسیار به بنده لطف دارید.
    بله من کلا یکی از وظایف خطیرم درک کردنه :) فامیلی شما را هم درک نمودیم و بسیار هم شیک است :)
    و اما در مورد رمز عبور: راستش به دلایلی که در پست «نیمه گمشده / یک جور کپی می کنند انگار شفا می دهد» اشاره کردم، درِ نیمه گمشده را گِل گرفتم خاک بخورد.
    ممنون می شوم اگر صبر پیشه کرده و در همان کانال داستان را دنبال کنید.
    سپاس 🌹 
  • هاتف هاتف
  • "انسانی که فحش می دهد انسان نیست"

    هاتف تهرانی ....
    پاسخ:
    احسنت :)
    امیدوارم از سخن بزرگان من لذت برده باشید
    و واقعا یکی از افتخاراتم خواهد بود که شما روی وب من افتخار دادید و نظر گذاشتید
    ممنونم از لطفتان و باز هم تشریف بیارید
    پاسخ:
    بله، نهایت لذت را بردیم. ممنوم
    خواهش می کنم، من هم همینطور
    چشم. حتما
  • afsaneh gholipoor
  • سلام میشه کلمه ی عبور رو بگین
    یعنــــی عــــاشق قلمت شــدما! حتی  بااین متن اعتراصی-توجیحی هم کلـی خندیـدم دمت گـرم
    من شرق ایران زندگی میکنم و دسترسی به اب روان ندارم دوستم  *___* لطف کنید و رمز رو به ایمیلم بفرستید
    بی صبرانه منتظــــرم  ^_____^
    پاسخ:
    یعنی یه دنیا به من لطف دارینا :))
    ممنون 🌹
    بادعرض شرمندگی پستا قفلن
    ولی رمز دیگه به کارتون نمیادا
    الان به رسانه ها قسمت بعدی رو هم دادم!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">