مهـــرناز

یـک شش حـرفی سـاده وقـف قلـم ✒ اینجـا کـه پـا👣 مـی گـذاری لبخنـد بـزن ❤ مهـر از تـو، نـاز از قلـم🌹

مهـــرناز

یـک شش حـرفی سـاده وقـف قلـم ✒ اینجـا کـه پـا👣 مـی گـذاری لبخنـد بـزن ❤ مهـر از تـو، نـاز از قلـم🌹

نگاه کن جانانِ دل... نهم تیرماه آمده، زادروزمان... می شناسی؟

نگاه کن جانانِ دل... نهم تیرماه آمده، زادروزمان... می شناسی؟

واقعا عنوانی نداره...

واقعا عنوانی نداره...

کافه های لعنتی ولیعصر 2

کافه های لعنتی ولیعصر 2

لافکادیو !

لافکادیو !

In Love

In Love

هدیه ای برای اونایی که الان بیدارن :)

هدیه ای برای اونایی که الان بیدارن :)

دوست دارم در مورد وبلاگم مشورت کنم. ببندمش؟ + الحاقیه

دوست دارم در مورد وبلاگم مشورت کنم. ببندمش؟ + الحاقیه

برادر و خواهران کوچکتر :))

برادر و خواهران کوچکتر :))

التماس تفکر

التماس تفکر

می زنه. چرا نزنه؟ معلومه که می زنه...

می زنه. چرا نزنه؟ معلومه که می زنه...

مهـــرناز

و ما که گریه نکردیم!
گریه؟ نه! کردیم
به ما چه مرد نباید که...
ما که نامردیم...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

شعـر / دار مـی زنـم...

سه شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۲۹ ق.ظ

دار مـی زنـم...

یادم تو را فراموش... نه نمی کند !

حسرت... نه، نمی خورم

فکر... نه،‌ نمی کنم

حتی

نگاهت هم نمی کنم

   چشمانم را دار می زنم

چرا که

نگاه کردن به مالِ غریبه ها

گناه است...

   دستانم را دار می زنم

در وصف تو نوشتن و شاعری

حرام است...

    حــرام اسـت...

مهرناز.ج

  • ۹۴/۰۹/۱۰
  • مهرناز .ج

مهرناز.ج

نظرات (۱۱)

اووووووووف
چه خشن....
 👏👏 
پاسخ:
:))
🌹🌹 
حس بدیه...این که نتونی حتی بهش فکر کنی...که به خودتم این اجازه رو ندی... :(
پاسخ:
حس بدی نیست اتفاقا
به خود اجازه ندادن جرأت می خواد، جسارت می خواد
اینکه زور بالا سرت نباشه و خودت با میل خودت اجازه ندی...
به اون مرز برسی حسش برات خوب هم میشه
هعی!!!!
خدایا ببین، به خاطر مهرناز جونم میگم!!! زودتر یه کاری کن که یه اتفاقایی بیوفته که من این شعرا رو که میخونم دلم پروانه ای بشه... یاد یکی بیوفتم... بعد هی ذوق کنم و اینا!
دمت گرم!!! منتظرمااا... به خاطر مهرناز :)
پاسخ:
:دی
ینی واقعا یاد هیشکی نمیفتی؟
هیشکی ؟؟؟؟؟ :|
  • خانم انار
  • هی وای من....

    چه تصویری داشت!
    پاسخ:
    قابل نداره انار جان :)
    چه تصویری !!!!!!!
    شعرات چرا انقدر سیاه شده
    پاسخ:
    نمی دونم فرزانه...
    خودمم زیاد راضی نیستم ازین سیاهی...
    از دل بستن الکی خوشم نمیاد... یکی باید بیاد که دیگه نره :)
    پاسخ:
    اون که صد در صد
    امیدوارم زودتر واسه تو بیاد :)
    + گندمی باور کن اینارو میزارم عاشق نشدم، دیدم بخش شعرام خالی مونده گفتم پرش کنم :دی
    راستش تجربه اشو داشتم...فقط سر خودمون شیره میمالیم...مگه اینکه واقعا ته دلمون بی تفاوت شده باشیم نسبت بهش...
    پاسخ:
    نمی دونم شاید همین طوره
    ولی شیره هم نیس... بی تفاوتِ بی تفاوت هم نیس...
    ولی کلا اگه به اون مرز برسی سبک میشی از همه چی :))
    :)
    ایشالا توهم به زودی به جرگه عاشقان بپیوندی... البته نه اونایی که آخرش شکست میخورن :)
    پاسخ:
    به قولی گفتنی عشق فقط دو جوره. عشق مادر به فرزند و عشق بنده به خدا. بقیه انواع عشق، مجازی اند که در اثر اختلال هورمونی به وجود میان.
    این عشق بین زن و مرد که تو این دوره صحبتش هست، یک مسئله کاملا فیزیولوژیکه که الکی رومانتیکش کردن...
    +الکی مثلا من خیلی خاص و روشن فکرم :دی
  • کلنگ همساده پسر
  • سال هاست که عاشق شده این. دریغ از لحظه ای فارغ شدن! بابا یکی بیاید مرا فارغ بنماید. راستی راستی باورمان شد!
    جدی: زیبا بود. آن قسمت که گفته اید نگاهت نمی کنم. چشمانم را دار می زنم. موفق باشید
    پاسخ:
    فکر کنم شما از بد جایی افتادین تو دام عاشقی و نفهمیدین نفهمیدین
    دقیقا همون جاش که فقط  دکمه ورود داره، خروج نداره :)
    جدی نوشت: بسی ممنون.. کمال لطف را نسبت به این بنده حقیر دارین. شمام موفق باشید
    چقدر قشنگ بووووووووووووووود 👏 
    پاسخ:
    نظر لطفته گلم 🌹 
    عالی
    پاسخ:
    ممنون 🌹 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">