مهـــرناز

یـک شش حـرفی سـاده وقـف قلـم ✒ اینجـا کـه پـا👣 مـی گـذاری لبخنـد بـزن ❤ مهـر از تـو، نـاز از قلـم🌹

مهـــرناز

یـک شش حـرفی سـاده وقـف قلـم ✒ اینجـا کـه پـا👣 مـی گـذاری لبخنـد بـزن ❤ مهـر از تـو، نـاز از قلـم🌹

نگاه کن جانانِ دل... نهم تیرماه آمده، زادروزمان... می شناسی؟

نگاه کن جانانِ دل... نهم تیرماه آمده، زادروزمان... می شناسی؟

واقعا عنوانی نداره...

واقعا عنوانی نداره...

کافه های لعنتی ولیعصر 2

کافه های لعنتی ولیعصر 2

لافکادیو !

لافکادیو !

In Love

In Love

هدیه ای برای اونایی که الان بیدارن :)

هدیه ای برای اونایی که الان بیدارن :)

دوست دارم در مورد وبلاگم مشورت کنم. ببندمش؟ + الحاقیه

دوست دارم در مورد وبلاگم مشورت کنم. ببندمش؟ + الحاقیه

برادر و خواهران کوچکتر :))

برادر و خواهران کوچکتر :))

التماس تفکر

التماس تفکر

می زنه. چرا نزنه؟ معلومه که می زنه...

می زنه. چرا نزنه؟ معلومه که می زنه...

مهـــرناز

و ما که گریه نکردیم!
گریه؟ نه! کردیم
به ما چه مرد نباید که...
ما که نامردیم...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

مهـــرناز هستم

فارغ التحصیل رشته مهندسی صنایع

از ۱۵ سالگی دستی در نوشتن داشتم اما متأسفانه چند سال رهایش کردم...

و خوشبختانه طی اتفاقاتی دومرتبه بدان روی آوردم.

البته من یار بی وفایی بیش نبودم و شاید بهتر است بگوییم او به من روی اورد و چون پیله ای بر من پیچید..

اکنون چند وقتی ست که من و قلم طی پیمانی نانوشته با هم روزگار می گذرانیم...

امیدوارم در آینده ای نزدیک شما نیز به جمع دو نفره ی ما بپیوندید.

در اینجا به‌ اتفاق نوشته هایم در چندین قالب رمان و داستان و شعر و متفرقه در خدمتتان هستم.

من می چِکانَم... تو هم بچکان...

و بدان حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد...

با من باشید...

ممنون از حضور گرمتون 🌹

.

.

عاجزانه خواهشمندم کسانی که با مطالب فوق الذکر قانع شدند و تا حدودی درباره من دانستند و رفع کنجکاوی شد و نمی خواهند تصویری که از من در ذهن ساخته اند، یک مرتبه ویران شود، همین جا روی دکمه بازگشت کلیک کرده و از صحنه خارج شوند.

و کسانی که هنوز قانع نشدند و به دنبال اطلاعات بیشتر و یک زبان خودمانی تر می گردند، همراه من به قسمت پایین بیایند.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

دوباره سلام :)

خوبید که الحمدالله؟

خب اینجا من ماندم و شما و یک زبان خودمانی تر!

می دانید فدایتان شوم...

نه که بیو ‌و مشخصات وبلاگ کمی احساسی و سنگین بود، جو هم سنگین شد، دیگر ایجاب کرد چند خط اولِ بخشِ مبارکِ «دربـاره مـن» را به همان زبان نطق کنم.

فکرش را بکنید اگر در این دنیای عمیق مجازی و از بین این همه وبلاگ و وبسایت و فلان و بیسار، قرعه به نام من افتاد و دوست عزیزی پا بر تخم چشم ما نهاد و کلبه درویش ما (همین وبلاگ را می گویم) را انتخاب کرد و بیو و مشخصات و اشعار و کلماتِ مثلا تکان دهنده نخست توجهش را جلب کرد و فکر کرد من برای خودم کسی هستم، با دیدن قلب تپنده وبلاگ (بخش دربـاره مـن) قالب تهی نکند و فکر نکند اشتباه آمده.

ولی اکنون منم و شما و زبان شیرین خودمانی!

جانم برایتان بگوید که «مهـــرناز» هستم 

با اجازه تان فارغ التحصیل رشته مهندسی صنایع

شاید فکر کنید مهندسی برازنده من نباشد، یا من برازنده او نباشم، ولی خب دیگر کاری ست که شده :))

شاید فکر این را هم نکنید ولی من نویسنده هم هستم :)

یعنی این طور می گویند.‌..

گفتن ندارد ولی من معلم هم هستم ! معلم دروس پایه دانشگاه (البته نه از نوع استادش ها! تکبیــــر... این وصله ها به ما نمی چسبد. از نوع خصوصی اش) و چندین درس تخصصی کنکورِ دلبندانِ رشته ریاضی و رویم به دیوار، فیزیک (دختری هستم به شدت فیزیک گریـــز -__-). این را گفتم فکر نکنید با یک آدم آسمان جل و عاطل؟ عاتل؟ و باطل طرف هستید :))

خـب عرضم به خدمتتان که اینجا در قالب چهار بخش «رمان، داستان، اشعار و متفرقه» در محضرتان ابراز وجود می کنم.

می دانم، می دانم. حتما به نهایت تعجب رسیدید.

بله، شاید باورتان نشود ولی من شعر هم می گویم :)

دقت کنید عزیزانم. گفتم مهندسم چون هستم، گفتم نویسنده ام چون هستم، ولی نمی گویم شاعرم چون نیستم. شعر می گویم. هم با قافیه، هم بی قافیه. ولی شاعری را والاتر از آن می دانم که خودم را به زور در جرگه آنان جای دهم.

رمان و داستان هم که تکلیفش مشخص است. هم رمان می نویسم هم داستان و داستان کوتاه. جهت توضیحات بیشتر لطف بفرمایید به بخش مربوطه مراجعه کنید.

ماند بخش «متفرقه»!

تصدقتان روم، این بخش کمی تا قسمتی «نطق دونی» من به حساب می آیدکه به شخصه برایش جان می دهم.

پر واضح است که از من همیشه رمان و داستان و شعر در نمی آید. گاهی عرضی هست، نطقی هست، درد دلی، شادی ای، عاشقانه ای، اعتراضی، جفتکی چیزی که آنجا عرضش می کنیم :)

راستـــــــــی!

اگر باوردونی تان جای دارد و فحشم نمی دهید، باید بگویم عنقریب است که به لطف و یاری خدا کار فیلنامه نویسی هم به موارد بالا اضافه شود و آن کاره هم بشویم =))

با عرض پوزش و بنا به دلایلی در این مورد تا اطلاع ثانوی فقط در همین حد پرده برداری می کنم. اطلاعات بیشتر کامینگ سون :))

.

.

می دانم بیشتر از کوپونم نطق کردم، نکته آخر هم بگویم زحمت را کم کنم:

متأسفانه یا خوشبختانه از من همه چیز در می آید. یعنی چه؟ یعنی در همه رشته ها سرک کشیده ام و سبک و خط مستقیمی ندارم.

کسانی که مرا می شناسند بهتر متوجه عرایض بنده هستند.

گاه چنان احساسی می نویسم که خون از چشمانت چکه می کند، گاهی می زنم کانال طنز و با هم زمین را گاز می زنیم و گاه میانه را می گیرم. نه این وری، نه آن وری. یک زبان ساده!

آن هم دلیل دارد عزیزانم. قطع به یقین مریض نبودم که این همه خودم را به در و دیوار کوبیدم تا از سبک های مختلف کمی تا قسمتی سر در بیاورم. اقتضای زمانه ایجاب می کرد ناخنکی به همه شان بزنم تا در مواجهه با روز مبادا در نمانم.

خوب و بدش را نمی دانم، توفیری هم نمی کند. دیگر همین است که هست :) اگر به نظرتان خوب بود که خوبی از خودتان است. اگر هم بد بود که به خوبی خودتان عفو کنید :) در هر صورت می خوامتون 🌹 

نمونه کارهایم هست. اینجا ناپرهیزی نکنید عزیزانم. دیدن کنید از کارها، راه دوری نمی رود :)

پ.ن: یعنی روزی روزگاری، جایی، متن طنزی از من خواندید و تشریف آوردید اینجا متن احساسی و تکان دهنده رؤیت فرمودید، قالب تهی نکنید. جفتش خودمم :))

.

.

راستی از اتاق فرمان اشاره می کنند که آدرس اینستاگرامت را بده !

بیایید دلبندانم. این هم من کنار شما در اینستاگرام: mehrnaaz.j


و در آخر:

دوسِتـــون دارم ❤ ممنون که هستیــد🌹

نظرات (۱۳)

یعنی عالی بود نحوه بیان 😂😂
همیشه فکر می کردم چرا شما «درباره من» ندارید.
خیلی دوست داشتم درباره تون بدونم...
ممنونم ❤🌹
پاسخ:
حالا فهمیدید چرا من «درباره من» نداشتم؟
دیگر این بی آبرویی ها گفتن نداشت... :))
فدای شماااا، خواهش میشه 🌹 
طنز نویس عاغا
همین که من میگم. بگو چشم.
 طنز نویسی اونم در حد بنززززززززززززز
البته اگه اون ۳ تا داستان «آیدا» و همینطور ماهی که پشت ابر ماند و دوست بمانیم و حتی تیکه های احساسی و جدی رمانت رو نمی خوندم، دیگه طنز نویس بودنت وحی منزل می شد
اصلا نمیدونم چی بگم فقط خوشحالم که پیدات کردم. خیلی قلمت رو دوس دارم ❤ 
پاسخ:
لطف عاغا
لطــف داری لطـــــف. اونم در حد بنزززززز
بگو چشم :)))
عوضش من می دونم چی بگم.
یه دنیا ممنون بابت این همه لطف و مهربونی
و اینکه انقدر مشتاقانه من و کارامو دنبال میکنی
اینا واسه من یه دنیا ارزش داره...
ممنون که هستی :)) 🌹 
واااااای 😂😂
حرف زدن عادیتم خنده اس 😂
چه عجب نظرات ما در خصوصی کارگر افتاد شما ناپرهیزی کردی «درباره من» دادی بیرون
مررررررسی :))
پاسخ:
دیگه دیدم عنقریبه که نظردونیِ خصوصی مارو به توپ ببندی !!!
گفتم تا خون و خونریزی نشده بدم بیرون این بخشِ خاک بر سرو :)))
خواااااهش ^__^ 🌹 
مهرناااااااز 😂😂😂
من از همین تریبون اعلام می کنم نویسنده مورد علاقم این خانومه
تماااااام ^__^
پاسخ:
شما دوراتو زدی؟
پسفردا چشمت به از ما بهترون نیفته، پشیمون شی -__-
فدات ^__^ 🌹 
می گمااااا
نمیشه هر پستی که اینجا می زاری یه جوری بما خبر بدی ؟
مثلا یه گروهی، کانالی یا حتی از طریق اینستا
واسه ماهایی که عضو نیستیم و خودمون باید وبلاگو چک کنیم ببینیم کِی به روز شده یکم سخته :(
خبر بده، قول می دیم شلوغ نکنیم :)))
پاسخ:
خبر بدم که بیاین اینجا آیدا آیدا راه بندازین؟ :)))
والا شماهایی که عضو نیستید بیشتر از اونایی که عضوند در جریان ساعت و تاریخ دقیق پستا هستید. همیشه هم تعجب می کنم که از کجا خبردار میشید که انقدر به موقع خودتونو می رسونید و سر وقت میاین :)))
عاشقتونم ینی ^__^
چشم. خبرتون میکنم یه جوری 😉🌹
چقدر خندیدمممم 😂😂 
ینی اومدم وب دیدم درباره من زدی ، قشششنگ اینجوری شدم :o_O
باباااااا دم شما گرررررم 🌹🌹🌹🌹 
پاسخ:
:|
منم وقتی میام اینجا کامنتای این بخشو میخونم :| میشم. قشنگ به همین صافیا :||||
چرا همه تون میاین اینجا می خندین؟؟؟ سیرکه مگه؟
فک نمی کنین اینجا جای خنده باید یه چیزی بمن بگید؟ مثلا موفق باشیدی، مؤید باشیدی چیزی :|||


+ ممنون لطف داری. دم خودت گرم :))) 🌹🌹 
O__O 😦😦😦😦
چی میبینم !!!!!
درباره من دادی بیرووووووووووووووووووووووووووون
ایول. چقدر بهت گفتیم :))
حرص هم نخورررر. کارت درسته‌. میدونم موفق میشی 🌹

😂 اینم واسه متنت. هرکاری کردم نتونستم 😂 نزارم :)))
پاسخ:
حالا انقد بگید تا یکی هم که تازه اومده و از هیچی خبر نداره بفهمه این بخش ِ لعنتی تازه تأسیسه !!
از اینکه لطف داری و کار درستی از خودته و این تعارفات بگذریم باید بگم که --> 😒
هرکاری کردم نتونستم 😒 نزارم :))

+ ممنون از حضورت 🌹🌹 
ما دورم بزنیم آخرش باز میایم اینجا 😊
من به شخصیه خیلی اینجا رو چک میکنم واسه همین همیشه به موقع میام
نه دیگه شلوغ نمی کنیم. ممنووووون 😊❤ 
پاسخ:
مام به شخصه خیلی مخلصیم و این حرفا 🌹🌹 
  • 😎😎😎BAHAR 😎😎😎
  • اوف:)
    چهـ خفن:)
    پاسخ:
    چیـش خفنه دقیقا؟ :دی
    موفق و موید باشی
    گفتم چون خودت گفته بودی
    امروز بار اول وبلاگتو میبینم بازم میام
    قلمت پر جوهر باد
    پاسخ:
    ممنوووون، همچنین
    چیو خودم گفتم؟
    ممنون افتختر دادید :)
    تشکرات 🌹 
  • شیکسون (^_^)
  • من تازه الان اینجارو خوندم :))
    ببخشید دیگه ^_^
    اونم به خاطر اون مبحث در خروج بود که کنجکاو شدم.
    از این به بعد باید حرف دهنمو بفهمم دارم چی مینویسم توی کامنتا :))
    پاسخ:
    عب نداره عذر خواهی نمی خواد که :)
    درِ خروج؟  :دی
    نه چرا؟؟؟ نیاز نیست. از این به بعدم هرچه دل تنگت می خواهد بگو شما :)
    همین که هستی، کافیه :) 🌹 
  • مهدی ابوفاطمه
  • تبادل لینک می فرمایید؟
    متنتون یک کم سنگین بود توهم کردم فهمیدم
    پاسخ:
    علاقه چندانی به تبادلِ این شکلی نداریم ولی حالا که گفتید، می فرماییم :)
    سنگین؟ :)
    سبک تر از این دیگه واقعا نمی تونستم بگم :)

    بی خیال خانوم،صنایع که مهندسی نیست بیشتر مدیریته.منم معلمی دبیرستان کردم و میکنم و البته مهندسی برق میخونم.
    شما راه درستو رفتین که برگشتین به نوشتن.اصولا مهندسی در کشور ما کار صحیحی نیست.
    اون جمله ی اولو مثلا مزاح کردم،انقد بد اینکارو میکنم مجبورم هی متذکر بشم که سو تفاهم نشه.
    سلام علیکم و رحمة  الله و برکاته و زیدکم العزة 
    پاسخ:
    :)
    ممنون. لطف دارید :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">