مهـــرناز

یـک شش حـرفی سـاده وقـف قلـم ✒ اینجـا کـه پـا👣 مـی گـذاری لبخنـد بـزن ❤ مهـر از تـو، نـاز از قلـم🌹

مهـــرناز

یـک شش حـرفی سـاده وقـف قلـم ✒ اینجـا کـه پـا👣 مـی گـذاری لبخنـد بـزن ❤ مهـر از تـو، نـاز از قلـم🌹

این داستان: اختلاف سنی!

این داستان: اختلاف سنی!

سرتو برگردون، دورتو نگاه کن. لیاقتت ایناست؟

سرتو برگردون، دورتو نگاه کن. لیاقتت ایناست؟

صرفا جهت اینکه چراغم روشن شه

صرفا جهت اینکه چراغم روشن شه

نگاه کن جانانِ دل... نهم تیرماه آمده، زادروزمان... می شناسی؟

نگاه کن جانانِ دل... نهم تیرماه آمده، زادروزمان... می شناسی؟

واقعا عنوانی نداره...

واقعا عنوانی نداره...

کافه های لعنتی ولیعصر 2

کافه های لعنتی ولیعصر 2

لافکادیو !

لافکادیو !

In Love

In Love

هدیه ای برای اونایی که الان بیدارن :)

هدیه ای برای اونایی که الان بیدارن :)

برادر و خواهران کوچکتر :))

برادر و خواهران کوچکتر :))

مهـــرناز

یادت باشه قلب تو شکسته نیست
چیزهای شکسته کار نمی کنند

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۵ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

شیر تو شیر !

شنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۲۸ ب.ظ

ساعت: بوق سگ

حالت: خسته و داغون

طرف حساب: یه آدم زبون نفهم

مکان: جلو در کلاس فیلنامه نویسی - زمان ثبت نام


من - آقا یه اسم می خوای بنویسی، چی کار می کنی دو ساعته دیرمون شد

طرف - نداریم

من - چی ندارین؟

طرف - جا. جا نداریم. برو ترم بعد بیا

من - چی چی و نداریم..

طرف -  همین که گفتم‌. گذاشتی روز آخر اومدی طلبکارم هستی؟ برو ترم بعد بیا

  • مهرناز .ج

چطور حالی کنم اشتباه شده؟

پنجشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ

ویژگی هایی هست که من ندارم و دلم می خواست می داشتم. مانند فراموش کردن کسانی که دوستم ندارند، خالی کردن صحنه هایی که برایم جایی خالی ندارند، تکرار دوباره و صدباره ی یک اشتباه، کینه ای نبودن و...

اما ویژگی ای که امشب دلم از نداشتنش به درد آمد دلگیر نشدن در دل شب بود. نه... اشتباه نکنید. نمی خواهم برایتان نِک و ناله کنم. به هر حال دل است دیگر! دل که داشته باشی می گیرد... مسأله این نیست.

از دیگر ویژگی هایی که ندارم قابلیت پسر بودن است. پسر اگر بودم، می توانستم این وقت شب از خانه بیرون زده و جسم کرختم را روی سنگ فرش های خیابان بالا آورم. پشت فرمان بنشینم و با سرعت برق و باد برانم و دور شوم.

  • مهرناز .ج

من فقط عذر خواستم لعنتی :|

سه شنبه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۳۶ ب.ظ

مچاله شده رو صندلی عقب تاکسی بین یه خانم جوون و یه آقای پیر نشسته بودم و تو دلم به همه چراغ قرمزا، ترافیکا، دست اندازا، ماشین جلوییا، ماشین عقبیا، بغلیا، راننده که انقدر یواش می روند، ماشین که انقدر یواش می رفت، خانم جوون بغلی که مثلا هندزفیری گذاشته بود اما آهنگش قشنگ به صورت استریو واسه ما پخش می شد، عابرایی که بی توجه به چراغ قرمز یهو خودشونو می نداختن جلو ماشین تا از خیابون رد شن و خلاصه به زمین و زمان بد و بیراه می گفتم و فکر می کردم پس چرا نمی رسیم!

شیرینی فروشی رو که دیدم یهو داد زدم آقا ممنون هرجا ممکنه پیاده میشم. آخه مرد حسابی هرجا ممکنه یعنی هرجا راه دستت هست، نه هرجا عشقت کشید :|

  • مهرناز .ج

یعنی واقعا خسته نشدی از این همه تلاش؟

شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۲:۲۹ ب.ظ

- نگاه کن... کل شهر زیر پامونه

+ اوهوم

- واقعا فوق العاده ست. یعنی می خوام بگم هنوزم هستن چیزایی که تو اوج بدبختی به آدم آرامش بدن حتی شده واسه چند لحظه

+ تو بدبختی؟

- من نه، تو رو می گم. یعنی تو هم نیستی فقط نمی دونم چرا چند روزه هِی اداشو در میاری

+ یعنی آدم حق نداره چند روز تو خودش باشه؟

- چند روز چرا ولی حساب تو دیگه داره می زنه بالا. یعنی می خوام بگم همین جوری پیش بره فکر کنم کلا تو خودت باشی، اون وسط مسطام یه حالی به ما بدی چند روز پاشی بیای بیرون

  • مهرناز .ج

باز من آمدم این می گوید عنوان !!

پنجشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۲۴ ب.ظ

- با من کاری داشتید؟

پک عمیقی به سیگارش زد و اشاره کرد بنشینم. کتابی از کشو دراورد و جلویم گرفت. رنگم پرید. پس اینجا بود. دیشب موقع خواندنش وسط هال خوابم برد و بعد هر چه گشتم پیدایش نکردم

+ نمی دونستم از این کتابا هم می خونی

---- سکوت ----

رو به رویم نشست و نگاه عمیقی بهم انداخت.

+ خوندمش. خوشم نیومد

لبخند محوی زدم و به خودم جرأت دادم:

- قرار نیست از هر چیزی که باهاش مواجه شدیم خوشمون بیاد. این همه سال همه چیزو ول کردیم و دو دستی چسبیدیم به زندگی. کیه که ادعا کنه از لحظه لحظه ش خوشش اومده؟

  • مهرناز .ج